دودنامه ؛ زايش سبكي تازه در شعر معاصر ايران
در جهان پرآشوب امروز، شعر تنها برای زیبایی واژهها زاده نمیشود؛ شعر فریاد است، اعتراض است، و خاکستریست بر شانههای تاریخ.
از دل این نیاز، سبک شعری «دودنامه» سر برآورده است؛ سبکی نو که بهدست صادق رامش شکل گرفت و در بطن خود ترکیبی از فلسفه، سیاست، اعتراض و تصویرسازیهای تیره و لایهمند را حمل میکند.
ویژگیهای شعر دودنامه
واژگان اغلب پشت دود و خاکستر پنهان میشوند؛ همان جایی که معنا چندلایه و پیچیده میشود.
محوریت بر سیاهی، زوال، انزجار و نقد قدرت است.
زبان نه روایتگر، که دکلمهوار و کوبنده است؛ گویی برای فریاد در میدان ساخته شده.
بهجای تکیه بر موسیقی ظاهری، بیشتر بر ریتم درونی و ضربهی واژهها استوار است.
جایگاه دودنامه در شعر معاصر
اگر موج نو، شعر سپید شاملو و شعر حجم هرکدام دریچهای تازه گشودند، دودنامه نیز پنجرهای دیگر است:
پنجرهای از سایه، خاکستر و اعتراض.
در این سبک، کلمات بهسان آجرهای دیواری ترکخوردهاند که پشتشان حقیقتی خاموش نفس میکشد.
نمونهای کوتاه
«
دیوارها،
با جوخهی شعار رنگ شدهاند؛
اما در هر حفرهی آسفالت،
ریشهی انزجار میجوشد.
»
نظرات
ارسال یک نظر